رباعی شمارهٔ 640
Toggle stanza 1چون زیر افکند در عراق آمیزد
چون زیر افکند در عراق آمیزد
دل عقل کند رها ز تن بگریزد
من آتشم و چو درد می برخیزم
هر آتش را که درد میبرخیزد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
نادان همه جا با همه کس آمیزد
چون غرقه به هر چه دید دست آویزد
سعدیمواعظرباعیاترباعی شمارهٔ 15
بادی که ز کوی آن نگارین خیزد
از خاک جفا صورت مهر انگیزد
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 143
گر سنگ ملامت به دلم نستیزد
از هر سر مو چشمهٔ آز انگیزد
عرفیرباعیهارباعی شمارهٔ 107
آن روز که عشق با دلم بستیزد
جان پای برهنه از میان بگریزد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 481
از عشق تو دریا همه شور انگیزد
در پای تو ابرها درر میریزد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 522
عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد
عاشق نبود که از بلا پرهیزد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 762
همواره خوشی و دلکشی نامیزد
هشدار مکن کژ که قدح میریزد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 858
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

