رباعی شمارهٔ 17
Toggle stanza 1ای باد سحر خبر بده مر ما را
11
ای باد سحر خبر بده مر ما را
در ره دیدی آن دل آتشپا را
22
دیدی دل پرآتش و پرسودا را
کز آتش خود بسوخت صد خارا را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش کن تو این دلِ سودا را
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 112
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش دار این دلِ پر سودا را
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 2
لعلت که خجل کرد گل رعنا را
از پسته نمود خالِ مشک آسا را
عطارمختارنامهباب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوقشمارهٔ 1
این سودایی که میدواند ما را
هرگز نتوان نشاند این سودا را
عطارمختارنامهباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 2
چون عهده نمیکند کسی فردا را
یک امشب خوش کن دلِ پر سودا را
عطارمختارنامهباب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریاتشمارهٔ 44
دیدم در خواب ساقیِ زیبا را
بر دست گرفته ساغرِ صهبا را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 50

