شمارهٔ 44
Toggle stanza 1چون عهده نمیکند کسی فردا را
چون عهده نمیکند کسی فردا را
یک امشب خوش کن دلِ پر سودا را
مینوش به نور ماه ای ماه که ماه
بسیار بتابد که نیابد ما را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش کن تو این دلِ سودا را
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 112
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش دار این دلِ پر سودا را
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 2
ای باد سحر خبر بده مر ما را
در ره دیدی آن دل آتشپا را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 17
دیدم در خواب ساقیِ زیبا را
بر دست گرفته ساغرِ صهبا را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 50
لعلت که خجل کرد گل رعنا را
از پسته نمود خالِ مشک آسا را
عطارمختارنامهباب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوقشمارهٔ 1
این سودایی که میدواند ما را
هرگز نتوان نشاند این سودا را
عطارمختارنامهباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 2
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

