غزل شمارهٔ 338
شاعر: رومی
Toggle stanza 1سماع از بهر جانِ بیقرارست
11
سماع از بهر جانِ بیقرارست
سبک بَرجَه چه جای انتظارست؟
22
مشین این جا تو با اندیشهٔ خویش
اگر مردی برو آن جا که یارست
33
مگو «باشد که او ما را نخواهد»
که مرد تشنه را با این چه کارست؟
44
که پروانه نیندیشد ز آتش
که جان عشق را اندیشه عارست
55
چو مرد جنگ بانگ طبل بشنید
در آن ساعت هزار اندر هزارست
66
شنیدی طبل برکش زود شمشیر
که جان تو غلاف ذوالفقارست
77
بزن شمشیر و مُلک عشق بستان
که ملک عشق ملک پایدارست
88
حسین کربلایی، آب بگذار
که آب امروز تیغ آبدارست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مرا داغ تو بر جان یادگارست
فدایش باد جان چون داغ یارست
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 158
هوس دل را شکست اعتبارست
به یک مو حسن چینی ریشدارست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 645
به چشمم بی تو گلشن خارزارست
لب پیمانه تیغ آبدارست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2235
شراب نامرادی بی خمارست
به قدر تلخی این می خوشگوارست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2236
قرار زندگانی آن نگارست
کز او آن بیقراری برقرارست
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 347
چو آن کان کرم ما را شکارست
به هر دم هدیه ما را ده هزارست
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 357

