رباعی شمارهٔ 1941

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: ویی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
گفتی که تو دیوانه و مجنون خویی
1

گفتی که تو دیوانه و مجنون خویی

دیوانه توی که عقل از من جویی

2

گفتی که چه بی‌شرم و چه آهن رویی

آئینه کند همیشه آهن رویی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چندان که نگاه می‌کنم هر سویی

در باغ روان است ز کوثر جویی

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 169

تا چند روی بیهده از هر سویی

تا کی گویی گزاف از هر رویی

عطارمختارنامهباب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدنشمارهٔ 30

چون نیست دلم را جز ازو دلجویی

سرگشته شدم گردِ جهان چون گویی

عطارمختارنامهباب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسدشمارهٔ 36

گاه از غم اودست ز جان میشویی

گه قصهٔ او به دردِ دل میگویی

عطارمختارنامهباب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح داردشمارهٔ 37

هر لحظه دهد عشق توام سرشوئی

تا من سر و پای گم کنم چون گوئی

عطارمختارنامهباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 57

چندان که نگاه میکنم هر سوئی

از سبزه بهشت است و ز کوثر جویی

عطارمختارنامهباب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریاتشمارهٔ 77

ای باد سحر تو از سر نیکوئی

شاید که حکایتم به آن مه گوئی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1706

ای ترک چرا به زلف چون هندوئی

رومی رخ و زنگی خط و پر چین موئی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1715

دل گفت مرا بگو کرا می‌جوئی

بر گرد جهان خیره چرا می‌پوئی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1874

دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئی

می‌گفت ترانه‌ای کنار جوئی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1879

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور