رباعی شمارهٔ 1874

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: ویی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
دل گفت مرا بگو کرا می‌جوئی
1

دل گفت مرا بگو کرا می‌جوئی

بر گرد جهان خیره چرا می‌پوئی

2

گفتم که برو مرا همین خواهی گفت

سرگشته من از توام مرا می‌گوئی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چندان که نگاه می‌کنم هر سویی

در باغ روان است ز کوثر جویی

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 169

تا چند روی بیهده از هر سویی

تا کی گویی گزاف از هر رویی

عطارمختارنامهباب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدنشمارهٔ 30

چون نیست دلم را جز ازو دلجویی

سرگشته شدم گردِ جهان چون گویی

عطارمختارنامهباب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسدشمارهٔ 36

گاه از غم اودست ز جان میشویی

گه قصهٔ او به دردِ دل میگویی

عطارمختارنامهباب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح داردشمارهٔ 37

هر لحظه دهد عشق توام سرشوئی

تا من سر و پای گم کنم چون گوئی

عطارمختارنامهباب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقاشمارهٔ 57

چندان که نگاه میکنم هر سوئی

از سبزه بهشت است و ز کوثر جویی

عطارمختارنامهباب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریاتشمارهٔ 77

ای باد سحر تو از سر نیکوئی

شاید که حکایتم به آن مه گوئی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1706

ای ترک چرا به زلف چون هندوئی

رومی رخ و زنگی خط و پر چین موئی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1715

دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئی

می‌گفت ترانه‌ای کنار جوئی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1879

گاه از غم او دست ز جان می‌شوئی

گه قصهٔ آ، به درد دل می‌گوئی

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1911

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور