غزل شمارهٔ 1010

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد
1
من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد
بیننا و بینه قبل التجلی الف واد
2
جاء من یحیی الموات و الرمیم و الرفات
ایها الاموات قوموا و ابصروا یوم التناد
3
طارت الکتب الکرام من کرام کاتبین
ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد
4
جاءنا میزاننا کی تختبر اوزاننا
ربنا اصلح شأننا أَو جُد بعفوٍ یا جواد
5
اضحکوا بعد البکا یا نعم هذ المشتکا
قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد
6
پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد
ماه تو تابنده باد و دولتت پاینده باد
7
هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد
آب نابش تیره باد و آتشش بادا رماد
8
خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست
چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آبرویم ز آتش سودای خوبان شد به باد

خاک بر سر می کنم از دست ایشان داد داد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 655

در شب هجران که روزی هیچ دشمن را مباد

می رود عمر عزیزم چون سر زلفت به یاد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 656

غمزه هایی کرد چشمش با دل این نامراد

باز از دال دو زلفم آن الف قد داد یاد

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 657

نام خود را عاشق صادق کنم سویت سواد

تا چو خوانی نامه رویت بنگرم از چشم صاد

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 145

دل مبند ای مرد بخرد بر سخای عمر و زید

کس نمی‌داند که کارش از کجا خواهد گشاد

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 59

دل منه ای جان من بر خواجه و شاه و وزیر

کس نمی‌داند که کارش از کجا خواهد گشاد

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 84

طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد

ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1009

مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد

خاصه این رهزن که ما را این چنین بر باد داد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 734

دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد

پرده شب می‌درید او از جنون تا بامداد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 735

مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد

ای مسلمانان ز دست مست دلبر داد داد

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 749

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور