غزل شمارهٔ 1734

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 16

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
1
سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
دل غریب بیابد ز نامه شان آرام
2
شکفته گردد از این باد شاخه‌های خرد
گشاده گردد از این زخمه در وجود مسام
3
سحر رسد ز ندای خروس روحانی
ظفر رسد ز صدای نقاره بهرام
4
عصیر جان به خم جسم تیر می انداخت
چو دف شنید برآرد کفی نشان قوام
5
حلاوتی عجبی در بدن پدید آید
که از نی و لب مطرب شکر رسید به کام
6
هزار کزدم غم را کنون ببین کشته
هزار دور فرح بین میان ما بی‌جام
7
فسون رقیه کزدم نویس عید رسید
که هست رقیه کزدم به کوی عشق مدام
8
ز هر طرف بجهد بی‌قرار یعقوبی
که بوی پیرهن یوسفی بیافت مشام
9
چو جان ما ز نفخت است فیه من روحی
روا بود که نفختش بود شراب و طعام
10
چو حشر جمله خلایق به نفخ خواهد بود
ز ذوق زمزمه بجهند مردگان ز منام
11
که خاک بر سر جان کسی که افسرده‌ست
اثر نگیرد از آن نفخ و کم بود ز اعدام
12
تن و دلی که بنوشید از این رحیق حلال
بر آتش غم هجران حرام گشت حرام
13
جمال صورت غیبی ز وصف بیرون است
هزار دیده روشن به وام خواه به وام
14
درون توست یکی مه کز آسمان خورشید
ندا همی‌کندش کای منت غلام غلام
15
ز جیب خویش بجو مه چو موسی عمران
نگر به روزن خویش و بگو سلام سلام
16
سماع گرم کن و خاطر خران کم جو
که جان جان سماعی و رونق ایام
17
زبان خود بفروشم هزار گوش خرم
که رفت بر سر منبر خطیب شهدکلام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو راند از در خود قهر حق لئیمی را

به میل نیل امانی و حرص جمع حطام

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 5

من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام

کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 310

زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام

علیک الف صلوة و الف الف سلام

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 584

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 81

اگر امیر جهاندار داد من ندهد

چهار ساله نوید مرا که هست خرام

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 83

چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام

ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 356

حکایت از لبِ شیرین‌دهانِ سیم‌اندام

تفاوتی نکند گر دعا‌ست یا دشنام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 357

زهی سعادت من که‌م تو آمدی به سلام

خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 358

مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام

تو مُستریح و به افسوس می‌رود ایام

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 362

خطاب حاکم عادل مثال بارانست

چه در حدیقهٔ سلطان چه بر کنیسهٔ عام

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 163

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور