رباعی شمارهٔ 31
Toggle stanza 1تا عمر مرا فلک به غم پیموده است
11
تا عمر مرا فلک به غم پیموده است
گوشم به فغان اهل شیون بوده است
22
امروز شنیده ام ز عرفی، بی تو
در خواب که چرخ هم نشنوده است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
بر لوحْ نشانِ بودنیها بوده است
پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)از ازل نوشته [34-26]رباعی 26
هرگز بت من روی به کس ننموده است
این گفت و مگوی مردمان بیهوده است
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 19
هر خاک که در جهان کسی فرسوده است
تنهاست که آسیای چرخش سوده است
عطارمختارنامهباب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانستشمارهٔ 34
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

