شمارهٔ 34
Toggle stanza 1هر خاک که در جهان کسی فرسوده است
11
هر خاک که در جهان کسی فرسوده است
تنهاست که آسیای چرخش سوده است
22
هر گرد که بر فرق عزیز تو نشست
مفشان، که سر و فرق عزیزی بوده است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
بر لوحْ نشانِ بودنیها بوده است
پیوسته قلم ز نیک و بد فرسوده است
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)از ازل نوشته [34-26]رباعی 26
هرگز بت من روی به کس ننموده است
این گفت و مگوی مردمان بیهوده است
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 19
تا عمر مرا فلک به غم پیموده است
گوشم به فغان اهل شیون بوده است
عرفیرباعیهارباعی شمارهٔ 31
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

