غزل شمارهٔ 278
شاعر: عرفی
Toggle stanza 1دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد
دلم در عاشقی با زخم زهر آلود می گردد
که از دنبال درد آوارهٔ بهبود می گردد
به مرهم کلفتی نو می شود، هر گه که می بینم
که داغ سینهٔ پروانه آتش سود می گردد
ز طالع تا قیامت برگ غم دارم ، ولی داغم
که گردون در زمان کامرانی بود می گردد
نگاه تلخ کامان دور دار از لعل او ، یارب
که آب زندگی ناگاه زهرآلود می گردد
ندانم از کدامین باده مستی می کند عرفی
که ناکامی طلب در کعبهٔ مقصود می گردد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
هنوزت ناز گرد چشم خوابآلود میگردد
هنوز از تو شکیب عاشقان نابود میگردد
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 441
مبین گستاخ در رویش چو مشک اندود میگردد
که خال او ز خط زنبور خاکآلود میگردد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2835
به خدمت بنده از آزادمردان زود میگردد
ایاز از حسن خدمت عاقبت محمود میگردد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2836
از آن از سیر صحرا خاطرم خشنود میگردد
که داغم از سواد شهر مُشکاندود میگردد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2837
هوس پروانه است اما به گرد دود میگردد
نظر خوبست اما دل غبارآلود میگردد
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 166
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

