غزل شمارهٔ 277
Toggle stanza 1بیا که در چمن انتظار آب نماند
11
بیا که در چمن انتظار آب نماند
جمال شاهد امید در نقاب نماند
22
ز بس که چشمهٔ امید نم نداد برون
فریب تشنه لبان هم با سراب نماند
33
کدام مسألهٔ شرع در میان افکند
که عقل معرفت آموز در جواب نماند
44
هدایتی که ز تزویر امتان عناد
امید معرفت آموزی از کتاب نماند
55
عنایت تو چنان زد صلای معموری
که در دیار محبت دل خراب نماند
66
تهٔ پیالهٔ حسن تو را مه کنعان
چنان کشید که رشحه ای به آفتاب نماند
77
بده به دست عنانی، عنان عرفی را
مبین که نیم قدم در ره صواب نماند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

