Toggle stanza 1
جماعتی که به ناموس ونام می گفتند
1

جماعتی که به ناموس ونام می گفتند

به دیر درس مستی و جام می گفتند

2

بیا ببین که چه فتوا دهد در مستی

همان گروه که می را حرام می گفتند

3

فغان که جمله فتادند در شکنجهٔ دام

کسان که عیب اسیران دام می گفتند

4

به صحن دیر شنیدم ز خادمان حرم

که اهل دیر، مغان را سلام می گفتند

5

به طوف کعبه شنیدم ز زائران صنم

همان که بر در بیت الحرام می گفتند

6

رموز آتش مهری که برهمن نشکافت

ز اهل دل شنیدم که نام می گفتند

7

تمام بوده به یک حرف گرم و ما غافل

حکایتی که همه ناتمام می گفتند

8

به کعبه صد ره ز نزدیک و دور دیدم

بگو که صومعه داران کدام می گفتند

9

فغان ز طبع تو عرفی، غلط نمی رفتند

سخنوران چو تو را خوش کلام می گفتند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور