Toggle stanza 1
مرا ز غمکدهٔ سینه داغ می روید
1

مرا ز غمکدهٔ سینه داغ می روید

ز بزمگاه محبت چراغ می روید

2

تو پای کعبه ای آماده کن که در هر گام

هزار خضر به راه سراغ می روید

3

بهشت کو که تماشا کند که حسن تو را

ز باغ لاله و از لاله باغ می روید

4

مسیح گو گهر آفتاب را مفروش

که از خزینهٔ ما شبچراغ می روید

5

هزار کعبه و هزار کشتهٔ دوست

کزآن سلامت ، ازین درد و داغ می روید

6

هزار حسن که شعرم ز آستین افشاند

که روضه روضه گلم از دماغ می روید

7

مگر ترانهٔ عرفی کسی به گلشن برد

که بانگ دزد ز دستان زاغ می روید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور