غزل شمارهٔ 262
Toggle stanza 1مرا ز غمکدهٔ سینه داغ می روید
11
مرا ز غمکدهٔ سینه داغ می روید
ز بزمگاه محبت چراغ می روید
22
تو پای کعبه ای آماده کن که در هر گام
هزار خضر به راه سراغ می روید
33
بهشت کو که تماشا کند که حسن تو را
ز باغ لاله و از لاله باغ می روید
44
مسیح گو گهر آفتاب را مفروش
که از خزینهٔ ما شبچراغ می روید
55
هزار کعبه و هزار کشتهٔ دوست
کزآن سلامت ، ازین درد و داغ می روید
66
هزار حسن که شعرم ز آستین افشاند
که روضه روضه گلم از دماغ می روید
77
مگر ترانهٔ عرفی کسی به گلشن برد
که بانگ دزد ز دستان زاغ می روید
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

