غزل شمارهٔ 274
Toggle stanza 1گر خدا یار دلنواز نداد
11
گر خدا یار دلنواز نداد
به نوازش مرا نیاز نداد
22
آن که خوی پلنگ داد مرا
دل و طبع زمانه ساز نداد
33
دردم افزود روز کوته وصل
که سزای شب دراز نداد
44
چون به خود دوست داری ام که فلک
یک نشیب مرا فراز نداد
55
سیم قلب حیات از خِسّت
چرخ دانم گرفت و باز نداد
66
تا به نازم کُشد در آخر کار
اولم چون به چشم باز نداد
77
بس که عرفی به زرق شهرت داشت
قلب او را کسی گداز نداد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

