غزل شمارهٔ 295
Toggle stanza 1خمش ز لابه که طبعش مشوشست هنوز
11
خمش ز لابه که طبعش مشوشست هنوز
شکر بخور مکن شعله سرکشست هنوز
22
تحملی که مزاجش به اعتدال آید
میان عفو و غضب در کشاکشست هنوز
33
بر آشنایی طفل من اعتمادی نیست
فرشته خوست ولی آسمان و شست هنوز
44
شبی به میکده اش برقع از جمال افتاد
قرابه آب فشان جام در غشست هنوز
55
مگر جراحت حرمان عشق بسیارست
که این شسکته خدنگی ز ترکشست هنوز
66
به یک دو زخم که خوردی ز حسن امن مباش
که در کمین گه ابرو کمان کشست هنوز
77
نجات نیست «نظیری » ز دهر بوقلمون
اگرچه ریخت گل، ایوان منقشست هنوز
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

