Toggle stanza 1
ای کعبه که گردت ننشیند به صفا هیچ
1

ای کعبه که گردت ننشیند به صفا هیچ

جایی که عطای تو بود کفر و خطا هیچ

2

نرخ نظر حسن قبول تو بلند است

ریزیم دل ار بر سر دل تا به سما هیچ

3

با قهر تو علت نه و با مهر بهانه

آن را که مراد تو بلا خواست دعا هیچ

4

گر بهره ای از خلق و سرشت تو ندارند

خاک پی روح القدس و آب بقا هیچ

5

عشق تو مرا از بت و زنار برآورد

آن را که تو کردی طلب اعراض و رضا هیچ

6

با آن که ز پی چشم عزیزان نگران بود

رفتیم و نکردیم نگاهی به قفا هیچ

7

کونین چه کار آیدم ار با تو نباشم

بی دولت وصل تو نعیم دو سرا هیچ

8

کم حوصلگی از طرف ماست وگرنه

از بحر نوالت نشود کم به عطا هیچ

9

از توست که این زمزمه با طبع «نظیری » است

بانگی که نباشد نکند کوه صدا هیچ

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور