Toggle stanza 1
ما قلم در آتش و دفتر در آب افکنده‌ایم
1

ما قلم در آتش و دفتر در آب افکنده‌ایم

هرچه با آن خواهشی هست از حساب افکنده‌ایم

2

شب که در مستی سراغ کلبهٔ ما کرده‌ای

جای غم شادی، برون از اضطراب افکنده‌ایم

3

کوی جان معمورتر داریم، از بازار دل

راه سلطان را به عمدا بر خراب افکنده‌ایم

4

ما گرفتاران بیدل، هرکجا نالیده‌ایم

لرزه بر عرش از دعای مستجاب افکنده‌ایم

5

بر سرانگشت نیاز ما، اثر بابی که دوش

طُرّهٔ مقصود را، در پیچ و تاب افکنده‌ایم

6

چاشنی گیرند مستان از دل پرشور ما

ما همان بر آتش از خامی کباب افکنده‌ایم

7

کفر و دین را از سوی باطن رسولان دردهند

ما غلط‌بینان نظرها در کتاب افکنده‌ایم

8

برنتابیم از فرشته منت باد مراد

ما که کشتی بر سر موج سراب افکنده‌ایم

9

از کِرام‌ُالکاتِبین منت «نظیری» کی کشیم؟

ما ز دیوان عمل حرفِ ثواب افکنده‌ایم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور