غزل شمارهٔ 170
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1کمال عاشقی حیرانی دیدار میآرد
11
کمال عاشقی حیرانی دیدار میآرد
چو آتش دیر میماند سمندر بار میآرد
22
تو درخواه از قضا چندان که فیروزی شود روزی
به بخت ار در ببندی اختر از دیوار میآرد
33
به هند خط جمال یار سودایی عجب دارد
همه اقرار ایمان کرده و انکار میآرد
44
مسلمان عاشق رخسار و هندو واله حسنش
موحد بین که با هم مصحف و زنّار میآرد
55
مبارک فال صبح دولت دیدار میخواران
که دست و پای بخت خفته را در کار میآرد
66
ز خودبینان چه میجویی؟ به کوی بیخودان بنشین
که آب خضر اگر حاجت شود خمّار میآرد
77
«نظیری» از نوازشهای درد دوست در ذوقم
که چون چنگم به ضربت بر سر اسرار میآرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

