غزل شمارهٔ 59
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1ادب گرفته عنان خمار و مستی ما
11
ادب گرفته عنان خمار و مستی ما
برابر است بلندی ما و پستی ما
22
به خود ز دوست نیابیم تا ز می مستیم
تمام دوست پرستی است می پرستی ما
33
هزار ساغر دیدار شد تهی و هنوز
فرود حوصله ماست شوق و مستی ما
44
خمار شام ندارد صبوح ما هرگز
به یک طلوع بود نشئه الستی ما
55
مثال صورت موهوم بی نشان بودیم
به منظر تو کشیدند نقش هستی ما
66
ز حقه کهرت کام برنمی آید
ز تنگی دهن تست تنگ دستی ما
77
ز گونههای «نظیری» تپانچه پوست بریخت
عذار دف نخورد ضربت دو دستی ما
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

