Toggle stanza 1
در هیچ مقامم نگذارد به درنگی
1

در هیچ مقامم نگذارد به درنگی

از بوی به بویی برد از رنگ به رنگی

2

بالاتر ازین طور تجلی قدمی چند

دارد ارنی گوی دگر هر سر سنگی

3

شوق تو زنان را به سر کوی برآرد

بی معجر و بی کفش نه شرمی و نه ننگی

4

یوسف صفتان داد به زندان تو آرند

دستار به چنگی و سر طره به چنگی

5

صد جنگ در ایمان و از آن عشوه فریبی

صد درع ز قران و از آن غمزه خدنگی

6

لب خیرگیی می کند ار پیش ره آید

ابروی گشادی ز پس کوچه تنگی

7

زان لطف و عتابی نکشیدیم که هرگز

آلوده نکردیم لب از شهد و شرنگی

8

یک رنگ صفت با همه کس زیست «نظیری »

نی حیله روباهی و نی خوی پلنگی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور