غزل شمارهٔ 2746
شاعر: بیدل دهلوی
Toggle stanza 1دارد به من دلشده امشب سرجنگی
11
دارد به من دلشده امشب سرجنگی
گلبرگ کمانی پر طاووس خدنگی
22
پیش که برم شکوه از آن نرگس کافر
بیچاره شهیدم ز دم تیغ فرنگی
33
مشکلکه ز فکر عدم خویش برآییم
داریم سر اما به گریبان نهنگی
44
آن جلوه که بیرون خیالست خیالش
دیدیم به رنگی که ندیدیم به رنگی
55
محتاج نفس کرد تحیر دل ما را
آیینه شد آخر جرس ناله به چنگی
66
کلفت نبرد ره به دل باده پرستان
آیینهٔ مینا نکشد زحمت زنگی
77
نیرنگ بد و نیک دو عالم همه ازتوست
گر بگذری از خویش نه صلحست و نه جنگی
88
هشدار که بر گوش عزیزان نتوان خورد
گرنیست سخن را اثر تیر و تفنگی
99
گامی به گشاد خط پرگار نرفتیم
چون نقطه فسردم به فشار دل تنگی
1010
گرد رم عیش است چه صحرا و چه گلزار
فرصت همه جا خون شده در بخیهٔ رنگی
1111
بیدل خوشم از عارض گلگون به خط سبز
فارغ زمیام ساخته کیفیت بنگی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

