غزل شمارهٔ 137
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1جزای حسن عمل در شریعت عربیست
11
جزای حسن عمل در شریعت عربیست
به عرف عفو نکردن گناه بی ادبیست
22
سواد دل ز می سالخورده روشن کن
که عینک بصرش ز آبگینه حلبیست
33
قبول بی هنران ز التفات معشوق است
عنایت ازلی را نشانه بی سببیست
44
جمال حال شود ترجمان استحقاق
دلیل آب جگر تفتگی و تشنه لبیست
55
ز من مشاطه بستان صداق می طلبد
هنوز دختر رز در سرایچه عنبیست
66
بگو که رفتم و قسمت نشد که دریابم
که نارسیدن سالک نشان بی طلبیست
77
ز دوست روی مگردان و تن به فرمان ده
که هر که صاحب این حال شد، ولی و نبیست
88
خلاف رسم درین عهد خرق عادت دان
که کارهای چنین از شمار بوالعجبیست
99
شب سیاه صباح سفید می آرد
چراغ مطلب از دودمان بولهبیست
1010
به تیغ قطع ارادت نمی شود ما را
خلوص بندگی ما شرافت نسبیست
1111
مگو ز دوست، ملالت بود «نظیری » را
که مستی سحری از نیاز نیم شبیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

