غزل شمارهٔ 138
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1غیر من در پس این پرده سخن سازی هست
11
غیر من در پس این پرده سخن سازی هست
راز در دل نتوان داشت که غمازی هست
22
زخم کاریست صراحی و قدم برچینید
نیم بسمل شده ای را سر پروازی هست
33
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آرید
که درین کنج قفس زمزمه پردازی هست
44
گو که این صف شکنان قصد ضعیفان نکنند
که درین قافله گاهی قدراندازی هست
55
تو مپندار که این قصه به خود می گویم
گوش نزدیک لبم آر که آوازی هست
66
عشق بازیم به معشوق مجازی انداخت
کز نیازیم که با اوست به خود نازی هست
77
دی «نظیری » نرسیدست که امروز رود
صحبتی را بود انجام که آغازی هست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

