Toggle stanza 1
درین بستان به جهد از خار بگسل
1

درین بستان به جهد از خار بگسل

چو گل خندان شو و از بار بگسل

2

اگر تعویذ بر بالت گران است

به زخم ناخن و منقار بگسل

3

سر رشته به بگسستن توان یافت

ز هم این تار را یک بار بگسل

4

ز پیش دیده ام بردار کونین

گره از پرده رخسار بگسل

5

غمت گو ناخنی در دل فرو کن

نمی گویم گره بسیار بگسل

6

پس از چندین ورع ترسم که گویند

شهادت عرضه کن زنار بگسل

7

میانی کز ریا بستی به خلوت

برو در صحبت خمار بگسل

8

شهود او «نظیری » سرسری نیست

زبان از ذکر و دل از کار بگسل

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور