Toggle stanza 1
نگارا، صحبت از اغیار بگسل
1

نگارا، صحبت از اغیار بگسل

گل خندان من، از خار بگسل

2

نخست از بند جان پیوند بگشای

پس آنگه دوستی از یار بگسل

3

ندانم تا که گفت آن بی وفا را

که مهر از دوستان یک بار بگسل

4

بزن مطرب ز رحمت راه عشاق

رگ جان و دل افگار بگسل

5

اگر سوده شود ز ابریشم چنگ

گلیم صوفیان را تار بگسل

6

چرا مینالی، ای بلبل، چنین زار

نمی گفتم از آن گلزار بگسل

7

درون بتخانه و بیرون مناجات

مسلمان شو، دلا، زنار بگسل

8

کمند عشق را نتوان گسستن

برو سر رشته پندار بگسل

9

نیابی داد خوبان، خسرو، از کس

بزن دست و عنان یار بگسل

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور