غزل شمارهٔ 483

Toggle stanza 1
در چراغ حکمت از مغز خرد روغن مکن
1

در چراغ حکمت از مغز خرد روغن مکن

جز به نور عشق راه معرفت روشن مکن

2

حکمت از خود جوی و از یونان و یونانی مخواه

از کنار خوشه چینان دانه در خرمن مکن

3

عشق بازان را قوام جسم از قوت دل است

چون دلت باشد قوی فکر غذای تن مکن

4

دلبری بگزین کز اول یار و هم آغوش تست

شاهد هر جانشین را دست در گردن مکن

5

آب پاشان است در کوی پری رویان یزد

تا نمانی پای در گل چشم بر روزن مکن

6

رود مصر و چشمه موسی به راه قدس هست

وقت پیری هم بس از آلایش دامن مکن

7

اختیار عشق با هزل و هوس شغل خطاست

مرکبی کز موم سازی نعلش از آهن مکن

8

ای خوشا خواری و خرسندی، فقیری و قبول

کس نگوید گلخنی را جای در گلخن مکن

9

آشتی داری به خصمان با «نظیری » کین چرا

دشمنان را دوست کردی دوست را دشمن مکن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور