غزل شمارهٔ 193

Toggle stanza 1
پایمالم فتنه‌ای را هر که در شور آورد
1

پایمالم فتنه‌ای را هر که در شور آورد

بر سر راهم بلا از هر طرف زور آورد

2

تخم غم در آب و خاک من نکو بر می دهد

خرمنی حاصل کنم، گر دانه یی مور آورد

3

آن که شام زندگانی شمع بالینم نشد

کی پس از مرگم چراغی بر سر گور آورد؟

4

عشق و تشریف هم آغوشی، محالست این که کس

خلعت سلطان برای مفلس عور آورد

5

نی همین هنگامه رسوایی من شد بلند

عشق دایم بر سر بازار منصور آورد

6

حسن گل برقی به بستان زد که اکنون شاخ گل

بلبل و پروانه را مجروح و رنجور آورد

7

مجلس عشق از فروغ من «نظیری » روشن است

موسی از بهر چراغم آتش از طور آورد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور