غزل شمارهٔ 2384
شاعر: صائب
Toggle stanza 1می شود دل مضطرب چون گریه ام زور آورد
11
می شود دل مضطرب چون گریه ام زور آورد
ناخدا را شور دریا بر سر شور آورد
22
چین زلف مشک بیزی کو، که از تحریک او
زخم کافر نعمتم ایمان به ناسور آورد
33
بی ادب پروانه ای دارم که جذب همتش
موکشان صد شعله را از خلوت طور آورد
44
در خم دام فراموشی به خود درمانده ایم
دانه ای از بهر مرغ ما مگر مور آورد
55
هر شرابی نیست صائب با دماغم سازگار
عشق کو تا جرعه ای از خون منصور آورد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

