Toggle stanza 1
دل به قرب و بعد ازو مهجور نیست
1

دل به قرب و بعد ازو مهجور نیست

از نظر دورست وز دل دور نیست

2

گرچه زان نورست روشن دیده ها

دیده ها را طاقت آن نور نیست

3

شمع مجلس تیغ غیرت آختست

نیست یک پروانه کو رنجور نیست

4

عجز واصل شد چو عجب از سر نهاد

کبر جز از سرکشی مهجور نیست

5

اجتهاد عقل نفی شاهدست

بس بزرگ است این خطا معذور نیست

6

به نمی گردد به مرهم زخم ما

عشق غیر از علت ناسور نیست

7

ما به فرمان بت پرستی می کنیم

بنده در افعال جز مجبور نیست

8

سرو را زان گل هوایی در سر است

غیر شوری در سر مخمور نیست

9

بس «نظیری » زین فغان جان خراش

ناله دل نغمه طنبور نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور