غزل شمارهٔ 95
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1عشق عصیانست اگر مستور نیست
11
عشق عصیانست اگر مستور نیست
کشته جرم زبان مغفور نیست
22
عشق در صنعت تصرف می کند
در میان فرهاد جز مزدور نیست
33
آن که منصورست بر دارش کشند
این اناالحق گوی خود منصور نیست
44
برتر از عشق است حالم پایه ای
راه از من تا جنون پر دور نیست
55
حسنت از سر هوش بیرون می کند
بیش ازین گنجایش مقدور نیست
66
مایه صد ماه کنعانی به حسن
مصر در خوبی چنین معمور نیست
77
کی بشر استغفرالله گویمت
راست می گفتم ولی دستور نیست
88
دل فریبی های دشمن دیده ای
جان سپاری های ما منظور نیست
99
عشرت و عیش «نظیری » کوتهست
در سرای تنگدستان سور نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

