غزل شمارهٔ 39
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1جز نام صنم نقش مکن لوح جبین را
11
جز نام صنم نقش مکن لوح جبین را
تا چپ نکنی راست نخوانند نگین را
22
از شوق شهیدان حریم سر کویش
چون دانه در آغوش نگنجند زمین را
33
پیداست رهایی من از ضعف وجودم
ره زود به سر می رسد آواز حزین را
44
من دام به نخجیرگه انداخته بودم
شیر آمد و بگرفت ز من دام و کمین را
55
آبی به رخ از آبله گفتم برسانم
وادی به رهم ریخت تف آبله چین را
66
با تیغ به تسلیمم و با خصم به شفقت
با مهر بدل ساختم از عشق تو کین را
77
بیرون نهم از خویش اگر پای «نظیری »
یک پایه فروتر بنهم عرض برین را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

