غزل شمارهٔ 39

Toggle stanza 1
جز نام صنم نقش مکن لوح جبین را
1

جز نام صنم نقش مکن لوح جبین را

تا چپ نکنی راست نخوانند نگین را

2

از شوق شهیدان حریم سر کویش

چون دانه در آغوش نگنجند زمین را

3

پیداست رهایی من از ضعف وجودم

ره زود به سر می رسد آواز حزین را

4

من دام به نخجیرگه انداخته بودم

شیر آمد و بگرفت ز من دام و کمین را

5

آبی به رخ از آبله گفتم برسانم

وادی به رهم ریخت تف آبله چین را

6

با تیغ به تسلیمم و با خصم به شفقت

با مهر بدل ساختم از عشق تو کین را

7

بیرون نهم از خویش اگر پای «نظیری »

یک پایه فروتر بنهم عرض برین را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor