غزل شمارهٔ 121
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست
11
زبان طعنه ما کوته از بریدن نیست
علاج شکوه عاشق بجز شنیدن نیست
22
ز بس که گشتهام از درد انتظار ضعیف
نگاه را به رخت قوت رسیدن نیست
33
چنان که خانه زندانیان فرود آید
شکسته جان قفس و جرئت پریدن نیست
44
ز بی تعلقی خویشتن به این شادم
که جان سپردن اگر هست دل طپیدن نیست
55
به هجر و وصل و ملال و نشاط گریه کنم
در آن دلی که طلب هست آرمیدن نیست
66
ز تار زلف تو زنار بر میان دارم
بیا که مصلحت پیرهن دریدن نیست
77
گرفته طبع «نظیری» سؤال از او مکنید
درخت گل نشکفتهست و وقت چیدن نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

