غزل شمارهٔ 485
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1زلفین تو سرگشته چو باد سحرم کرد
11
زلفین تو سرگشته چو باد سحرم کرد
خاک سر کویت چو صبا دربدرم کرد
22
من خود ز تو دیوانه مطلق شده بودم
زنجیر سر زلف تو دیوانه ترم کرد
33
گفتم به من افگن نظری، چشم ببستی
تا چشم خوشت بسته آن یک نظرم کرد
44
اندر نظرم داشت خیال تو و اشکم
سر تا قدم آلوده خون جگرم کرد
55
بفروخت مرا بر کف اندیشه خیالت
من اینقدر ارزم که خیال تو کرم کرد
66
آسوده دلی داشتم و بی خبر از عشق
ناگاه در آمد غم تو بیخبرم کرد
77
خسرو طلب وصل تو می کرد که هجرت
زین جای حوالت به سرای دگرم کرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

