غزل شمارهٔ 250
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1گر چه سرو باغ را بالا خوش است
11
گر چه سرو باغ را بالا خوش است
با قد رعنای تو ما را خوش است
22
زهر عشقت کام عیشم تلخ کرد
هست تلخ این چاشنی، اما خوش است
33
گر غمت غیری خورد، ناخوش شوم
خوردن غمها همین این جا خوش است
44
چون تو نایی، چیست این جور رقیب؟
خار می دانی که با خرما خوش است
55
بی تو من باری نیم خوش هیچ وقت
وقت تو خوش که تو را بی ما خوش است
66
شعله در دل یار در جان کسی زید
ناتوانی کش تب و حلوا خوش است
77
جان سنگین می کنم تا زنده ام
مردن فرهاد با خارا خوش است
88
گفت فردا زلف مشکینم نگر
امشبم بر بوی آن فردا خوش است
99
گفتیم ناخوش چرایی خسروا؟
چون کنم، چون شکل آن بالا خوش است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

