غزل شمارهٔ 250

Toggle stanza 1
گر چه سرو باغ را بالا خوش است
1

گر چه سرو باغ را بالا خوش است

با قد رعنای تو ما را خوش است

2

زهر عشقت کام عیشم تلخ کرد

هست تلخ این چاشنی، اما خوش است

3

گر غمت غیری خورد، ناخوش شوم

خوردن غمها همین این جا خوش است

4

چون تو نایی، چیست این جور رقیب؟

خار می دانی که با خرما خوش است

5

بی تو من باری نیم خوش هیچ وقت

وقت تو خوش که تو را بی ما خوش است

6

شعله در دل یار در جان کسی زید

ناتوانی کش تب و حلوا خوش است

7

جان سنگین می کنم تا زنده ام

مردن فرهاد با خارا خوش است

8

گفت فردا زلف مشکینم نگر

امشبم بر بوی آن فردا خوش است

9

گفتیم ناخوش چرایی خسروا؟

چون کنم، چون شکل آن بالا خوش است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor