غزل شمارهٔ 1881

Toggle stanza 1
تا تو روی چو ماه بنمایی
1

تا تو روی چو ماه بنمایی

نتوان دید روی بینایی

2

نیم بالای تو نباشد سرو

که تو سرو تمام بالایی

3

به تماشا قدم چه رنجه کنی؟

تو که سر تا قدم تماشایی

4

گویی از حسرت نبات لبت

شیشه گر گشت چرخ مینایی

5

روی بنمای تا درو داریم

کز رخ آیینه مصفایی

6

پیشتر زانکه برد دانی رنگ

نتوانی که روی بنمایی

7

پیش زلفت فتاده ام شبها

دیو می گیردم ز تنهایی

8

بسته زلف را بگو، یاری

کای فلان، در کدام سودایی؟

9

بی تو چون زلف تو پس آمده ام

چه شود، گر به رفق پیش آیی؟

10

بوسه ای چند بنده خسرو را

بر لب خود برات فرمایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور