Toggle stanza 1
گر منت می کنم عنان گیری
1

گر منت می کنم عنان گیری

تا کی از چون منت کران گیری؟

2

هر زمان از کرشمه ابرو

بهر خونریز من کمان گیری

3

دل گرفتار تو از آن کردم

که مرا از برای جان گیری

4

غمزه و چشم تو نکو داند

این زبون کردن، آن زبان گیری

5

آفتابی، ولی نخواهم گفت

که تو زان چیزها جهان گیری

6

بین دهان چو خاتم خود را

تا خود انگشت در دهان گیری

7

منم و هر دو مردم چشمم

که دو سه بنده رایگان گیری

8

بوسه گفتی و گر لبت گیرم

این نباید، حساب آن گیری

9

گویدت دل که ترک خسرو گیر

ترسم از کودکی همان گیری

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور