غزل شمارهٔ 1880
Toggle stanza 1گر منت می کنم عنان گیری
11
گر منت می کنم عنان گیری
تا کی از چون منت کران گیری؟
22
هر زمان از کرشمه ابرو
بهر خونریز من کمان گیری
33
دل گرفتار تو از آن کردم
که مرا از برای جان گیری
44
غمزه و چشم تو نکو داند
این زبون کردن، آن زبان گیری
55
آفتابی، ولی نخواهم گفت
که تو زان چیزها جهان گیری
66
بین دهان چو خاتم خود را
تا خود انگشت در دهان گیری
77
منم و هر دو مردم چشمم
که دو سه بنده رایگان گیری
88
بوسه گفتی و گر لبت گیرم
این نباید، حساب آن گیری
99
گویدت دل که ترک خسرو گیر
ترسم از کودکی همان گیری
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

