غزل شمارهٔ 181

Toggle stanza 1
ای خوانده بُتانِ حسن، شاهت
1

ای خوانده بُتانِ حسن، شاهت

وز قلب شکستگان سپاهت

2

دودیست بر آتش جهانسوز

آن سبزه خط که شد سیاهت

3

شد در زِنَخَت هزار جان غرق

از خویْ چو پُرآب گشت چاهت

4

هر لحظه جراحتی است در جان

بینم چو ز دور گاه گاهت

5

دزدم نظر از دو چشم خود نیز

دزدیده چو بنگرم به ماهت

6

تفسیده چو پر خورد بمیرد

زان روی نمی کنم نگاهت

7

شد گریه ای، ار چه پای گیرت

بردن نتوان بدین ز راهت

8

بسیار شد آه خلق، هشدار

کین باد نیفگند کلاهت

9

گر خون ریزی ز صد چو خسرو

رخساره بس ست عذر خواهت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور