غزل شمارهٔ 182
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1دیوانه شدم در آرزویت
11
دیوانه شدم در آرزویت
ای چشم جهانیان به رویت
22
جان تو که بد شده ست حالم
وان بد همه از رخ نکویت
33
دی روی تو دیدم و نمردم
شرمنده بمانده ام ز رویت
44
بوی خوشم آید از تو در جیب
گل داری یا همین است بویت
55
پرسی که چگونه ای ز من دور؟
دور از تو چه پرسیم، چو مویت
66
خاک تن من سرشته چونست
در خور نشد آب ازین سبویت
77
ماییم و تحیر و خموشی
وافاق همه به گفت و گویت
88
گفتی تو که آب خوردن آور
امروز به دیده ام چو جویت
99
خسرو به کمند تو اسیر است
بیچاره کجا رود ز کویت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

