غزل شمارهٔ 176
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1زلف تو هنوز تابدار است
11
زلف تو هنوز تابدار است
چشمت به کرشمه در خمار است
22
گفتی که وفا نیاید از من
سوگند مخور که استوار است
33
خون شد دل من، بگوی، ای باد
کان جان عزیز در چه کار است
44
کشتش به کدام بوستان است
سروش به کدام جویبار است
55
من گریه خویش دوست دارم
کز درد کسیم یادگار است
66
کارم غم عشق و بی قراری است
تا عمر عزیز برقرار است
77
ای شاهسوار، آهوان را
تیر تو نکوترین شکار است
88
عاشق که غم تو خورد وانگه
شادی طلبت، حرام خوار است
99
با تو به مثل هلاک خسرو
دیوانه و موسم بهار است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

