غزل شمارهٔ 1984
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1ای به هر موی شده بسته زلف دل من
11
ای به هر موی شده بسته زلف دل من
وی به هر کوی شده در طلبت منزل من
22
این چنین در هم و پیچان ز چه گشته ست دلم
سایه زلف تو افتاد مگر در دل من
33
کارم از شکل سر زلف تو مشکل شده است
مشکل امروز که بگشاید ازو مشکل من
44
لب تو آب حیات ست و خطت ظلمت شب
جز همه تنگی و تاریکی ازو حاصل من
55
خسرو بی خبرم تا به غمت افتادم
خبرت هست ازین واقعه مشکل من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

