Toggle stanza 1
زلف شستش که به هر مو دل دیگر بسته ست
1

زلف شستش که به هر مو دل دیگر بسته ست

بر دل من همه درهای خرد در بسته ست

2

مژه ها آخته چشمش، به چه سان زنده رهم

من ازان ترک که صد دشنه و خنجر بسته ست

3

ابلهی باشد بیم سر و لاف باری

با سواری که به فتراک بسی سر بسته ست

4

زیب اگر آنست که بر قامت او دیدم، باغ

تهمتی بیهده بر سرو و صنوبر بسته ست

5

روزی آن نرگس پر خواب به رویم بگشاد

مردمی نیست که بر غمزدگان در بسته ست

6

مرد حاجی به بیابان و خبر کی دارد

کعبه زان نامه که بر پای کبوتر بسته ست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور