Toggle stanza 1
ما که در راه غم قدم زده ایم
1

ما که در راه غم قدم زده ایم

بر خط عافیت رقم زده ایم

2

تا به طوفان عشق غرقه شدیم

بر سر نه فلک قدم زده ایم

3

قدمی کو به راه عشق شتافت

دیده بر راه آن قدم زده ایم

4

چون که اندر وجود نیست ثبات

دست در نامه عدم زده ایم

5

آستین بر زد آب دیده به رقص

بس که در سینه ساز غم زده ایم

6

از سر نیستی چو سلطانی

هستی هر دو کون کم زده ایم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور