Toggle stanza 1
ما در این شهر پای بند توایم
1

ما در این شهر پای بند توایم

عاشق قامت بلند توایم

2

مرده آن دهان چون پسته

کشته آن لب چو قند توایم

3

می دوانی و می کشی ما را

چون بدیدی که در کمند توایم

4

ای جفا بر دلم پسندیده

دوستی بود، ار سپند توایم

5

گو رفیقان، سفر کنید که ما

نتوانیم، پای بند توایم

6

گذری می کن، ار طبیب منی

آتش می نه، ار سپند توایم

7

باز پرسی تو حال خسرو را

تا چه غایت نیازمند توایم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور