غزل شمارهٔ 297
شاعر: امیرخسرو دهلوی
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: ونگرفتهاست
صنف: غزل
Toggle stanza 1بنگر که اشک دامن ما چون گرفته است
11
بنگر که اشک دامن ما چون گرفته است
کو تیغ غمزه ای که مرا خون گرفته است
22
زلفش به دیده، مشت خیالش به طرف چشم
شستی فگنده خوش، لب جیحون گرفته است
33
ما می خوریم دم به دم از اشک، جام خون
تا بر لب آن صنم می گلگون گرفته است
44
در گریه یافت دیده خیالات ابرویت
دل گیر بود زلف تو، وین خون گرفته است
55
بهر خیال خاک قدوم تو چشم ما
بر هر مژه دو صد در مکنون گرفته است
66
از عشق دوست سینه خسرو شده به سوز
یعنی درون در آتش و بیرون گرفته است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

