Toggle stanza 1
به دست باد، کان سو جان فرستم
1

به دست باد، کان سو جان فرستم

مرا بویی ست آخر آن فرستم

2

اگر خود تیر بر جانم گشایی

به استقبال تیرت جان فرستم

3

به کشتن خون بهایم آنقدر بس

که گویی بهر خون فرمان فرستم

4

همایی چون تو، وانگه استخوانم

بگو تا بر سگ دربان فرستم

5

اگر گوید، برنجد از طفیلی

سری در خدمت چوگان فرستم

6

نماند اندر تنم نقدی که بر شاه

خراجی زین ده ویران فرستم

7

ز تیزی نظر کش نه به شمشیر

که خسرو را به تو قربان فرستم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور