Toggle stanza 1
شبی در کوی آن مه روی رفتم
1

شبی در کوی آن مه روی رفتم

سر و پاگم چو آب جوی رفتم

2

نمی رفتم، بلا شد بوی زلفش

خراب اندر پی آن بوی رفتم

3

به کویش رو نهادم بهر رفتن

ز بیهوشی به دیگر سوی رفتم

4

شبت خوش باد، ای دل، نزد آن ماه

که من خالی شدم، زین کوی رفتم

5

شدم بدخو به رویش هر دم اکنون

کجا من دیدن آن روی رفتم

6

به سینه نقد جان تشویش می داد

به رشوت دادن آن خوی رفتم

7

کج است آن زلف و می دانم به سویش

به گفت خسرو بدگوی رفتم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور