Toggle stanza 1
زیر کله نمونه روی تو مه نداشت
1

زیر کله نمونه روی تو مه نداشت

کس ماه را نمونه به زیر کله نداشت

2

بگرفت چارسوی رخت زلف و هیچ وقت

یک شب جهان چو روی تو در چارده نداشت

3

در ضبط آفتاب نشد ملک نیم روز

کز زلف عنبرین تو قیر سیه نداشت

4

دوش آتشی به سینه همی زد هوای تو

بگریخت اشک و سوخته شد دل چو ره نداشت

5

خونم بخورد و چشم تو لب تر نکرد، ازآنک

دود دگر نوشت و خط تو نگه داشت

6

با این همه وفای تو دارد میان جان

دل خود ز دست رفت، چو او کس نگه داشت

7

از خون نوشته ام به دو رخ ماجرای عشق

از بس که در سفینه دل جایگه نداشت

8

یک وعده تو در حق خسرو به سر نشد

گویی که باد بود که بار گنه نداشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور